خرید بک لینک

پرسشی داشت . شیشه را دادم پایین .

ـ بفرمایید :

ـ شما یِ گربه این اطراف ندید ؟

نگاهی به چهره ی نگران و آشفته ی مرد جوان انداختم و گفتم : " نه! من همین الان اومدم تو کوچه " و لحظه ای بعد وقتی استارت زدم و آماده حرکت شدم هرچه چشم گرداندم نه اثری از مرد پیدا بود و نه ردی از خیل بیشمارِ گربه های ولگرد محل که همیشه این وقت عصر مشغول پاره کردن کیسه های زباله بودند ...

برچسب: نویسنده: حمید طاهری تاريخ: سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 ساعت: 15:32

صفحه بندی